تبليغاتX
خاطرات کودک من
اولین روزی که فهمیدم مادر شدم و تو رو باردارم ( هفته 4 حاملگی )
 

سلام عشق من خوبي فدات بشم من تازه امروز حول و حوش ساعت 7.30 صبح رفتم آزمايشگاه روز چهارشنبه 3/11/86 و آزمايش خون دادم ولي ديروز با بيبي تست فهميدم باردارم خلاصه الان ساعت 2 ظهر زنگ زدم آزمايشگاه و خانمي كه گوشي رو برداشت به من گفت كه جواب مثبته نمي دوني چقدر ذوق كردم ضربان قلبم انقدر تند ميزنه كه نگو عشق من خيلي خوشحالم سريع اومدم سمت ميز بابايي بهش گفتم كه مثبته اونم خيلي خوشحال شدو ذوق كرد عزيزم بعد به خاله جونت گفتم بعدهم به عزيز همه امروز به مناسبت ورود تو عزيز خوشحالن نمي دوني چه نعمت بزرگي هستي براي من و پدرت عزيزم خيلي دوستت دارم مي خوايم امشب با بابايي بريم بيرون جشن بگيريم عزيزم الانم مي خوام وقت دكتر بگيرم منتظرت هستم عزيز دلم فعلا مي سپارمت دست خداي بزرگ كه خيلي خيلي مهربونه


glitter-graphics.com






















 

 

 
خیلی خوشهالم
 

 دوم بهمن ۱۳۸۶ است اما هیچ چیز برای من مثل همیشه نیست . من از این لحظه با قبل فرق دارم

آخه من پدر شدم

عزیز دل من الان فکر کنم که ۵ تا ۶ میلیمتر باشی  Go to fullsize image

مامانت خیلی خیلی خوشکل و ناز و مهربون و ....... امیدوارم تو هم مثل مامانت باشی .

من لحظه به لحظه منتظر به دنیا اومدنت هستم  

ایرن عزیزم مامان شدنت را بهت تبریک میگم و امیدوارم تو و بچه مون در سلامتی کامل باشید .





















 
آخرین عناوین وبلاگ (15 مطلب آخر)